«آخرالزمان» در آیینه ادیان؛

گروه فرهنگ – پایگاه خبری هنا:
مفهوم آخرالزمان و ظهور منجی، یکی از باورهای مشترک میان بسیاری از ادیان و فرهنگ‌های کهن بشری است. علی‌رغم تفاوت در اسامی، نمادها و جزئیات این باور، اصل انتظار برای دگرگونی جهان و پیروزی نهایی خیر بر شر، در آموزه‌های ادیان مختلف شرق و غرب به‌وضوح دیده می‌شود؛ باوری که از عمق فطرت انسانی برمی‌خیزد و نشان از امید مشترک بشر به آینده‌ای روشن دارد.

تقریباً همه پژوهشگران حوزه ادیان و اسطوره‌شناسی، بر این نکته اتفاق دارند که ملت‌ها و اقوام مختلف، در انتظار ظهور رهبری بزرگ و تحول‌آفرین هستند؛ رهبری که عدالت را در سراسر زمین برقرار کرده و بشریت را از رنج و فساد رهایی خواهد داد. این انتظار، نه صرفاً محصول تعالیم دینی، بلکه ریشه در فطرت بشر و نیز تجربه تاریخی جوامع دارد.

زرتشت و سوشیانت؛ پایان سلطه اهریمن
در آموزه‌های زرتشتی، آخرالزمان به دوره‌ای از تحول و پیروزی نهایی خیر بر شر اشاره دارد. بر اساس متون مقدس زرتشتی از جمله «گات‌ها» و «فره‌وردین یشت»، این دگرگونی با ظهور «سوشیانت» – نجات‌دهنده آخرالزمانی – محقق می‌شود. در این عصر، اهریمن شکست می‌خورد، فساد و مرگ از بین می‌روند و جهان به حالت آرمانی و جاودانه بازمی‌گردد.

بازگشت مسیح در مسیحیت
در مسیحیت، باور به آخرالزمان عمدتاً بر پایه کتاب «مکاشفه یوحنا» در عهد جدید است. این کتاب به رویدادهایی همچون ظهور دجال، جنگ‌های بزرگ، داوری نهایی و بازگشت مسیح اشاره دارد. مسیحیان بر این باورند که عیسی مسیح در پایان تاریخ بازخواهد گشت تا پادشاهی خداوند را روی زمین برقرار کند. تفسیرهای مختلفی از این رخداد در مکاتب مختلف مسیحی ارائه شده، اما اصل بازگشت مسیح و برقراری عدالت جهانی، نقطه اشتراک همه آن‌هاست.

«مشیاح» و وعده نهایی در یهودیت
در آیین یهود، آخرالزمان با ظهور «مشیاح» – مسیحای موعود – همراه است. او از نسل داوود خواهد بود و با ظهورش، صلح، یکتاپرستی و عدالت در جهان برقرار خواهد شد. معابد بازسازی شده، ایمان به خدا گسترش یافته و دوران طلایی یهودیان آغاز می‌شود. این باور از دوران تبعید و رنج یهودیان تاکنون، الهام‌بخش امید به نجات و رهایی بوده است.

چرخ زمان و پایان تاریکی در آیین‌های هندی
در ادیان هندی به‌ویژه هندوئیسم، زمان به صورت چرخه‌ای تعریف می‌شود. جهان در چهار عصر یا «یوگا» جریان دارد که آخرین آن «کالی یوگا» – دوران تاریکی و فساد – است. در پایان این عصر، «ویشنو» در هیئتی جدید بازمی‌گردد تا با نابودی بدی‌ها، عصر تازه‌ای از راستی و عدالت را آغاز کند. این نگرش چرخه‌ای، مفهوم آخرالزمان را به بازسازی مستمر هستی پیوند می‌دهد.

ماتریا، موعود آیین بودا
در آیین بودایی نیز مفهوم آخرالزمان به شکل ظهور «ماتریا»، بودای آینده، مطرح است. طبق تعالیم بودا، در زمانی که انسان‌ها از آموزه‌های حقیقی دور می‌شوند، ماتریا ظاهر خواهد شد تا دانش روشنگرانه را از نو به جهان عرضه کند. این ظهور، پایانی بر دوران تاریکی و آغاز عصری از رهایی و آگاهی خواهد بود.

بازتاب مفاهیم آخرالزمان در شرق آسیا
در آموزه‌های سنتی چین، به‌ویژه در برخی متون ترجمه‌شده بودایی، به نابودی نظم موجود و ظهور دورانی تازه از آرامش و آگاهی جهانی اشاره شده است. در این متون، دگرگونی نهایی جهان نه با جنگ و خشونت، بلکه با بیداری و آشتی طبیعت و انسان توصیف می‌شود.

آخرالزمان؛ نماد امید جهانی
در نهایت، آنچه در میان تمامی این ادیان و آیین‌ها مشترک است، باور به آینده‌ای روشن و پیروزی ارزش‌های اخلاقی و انسانی بر تاریکی، فساد و ستم است. مفاهیمی همچون ظهور منجی، نابودی ظلم و تحقق عدالت، نشان‌دهنده ریشه‌دار بودن این امید در فرهنگ جهانی بشر است.

در دنیایی که مملو از بحران، جنگ و بی‌عدالتی است، این مفاهیم نه‌تنها جنبه‌ای دینی دارند، بلکه پاسخی به نیاز روحی انسان امروز برای بازسازی معنوی و اجتماعی‌اند؛ پاسخی که قرن‌هاست در ادبیات، آیین‌ها و اسطوره‌های بشر جریان دارد و همچنان الهام‌بخش امید به آینده‌ای بهتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا